مفهوم ضرب المثل از هر چه بدم اومد سرم اومد چیست؟

مفهوم ضرب المثل از هر چه بدم اومد سرم اومد چیست؟
ضرب المثل از هر چه بدم اومد سرم اومد
– یعنی هر کدام از گرفتاری هایی را که میترسیدم دچارش شوم، عاقبت گرفتارش شدم.

– اشاره به این دارد که بعضی وقتها انسان از بعضی اتفاقاتی که برای دیگران می افتد تنفر دارد و حتی امکان دارد آن لحظه حس خوشبختی کند که آن اتفاق برای او نیفتاده ولی روزی که برای خودش آن اتفاق بد بیفتد، از این ضرب المثل استفاده می کند.
– این ضرب المثل معنی نزدیکی دارد با ضرب المثل : مار از پونه بدش میاد جلو خونه اش سبز میشه! هردو به احساس نفرت افراد نسبت به اتفاقات ناخوشایند اشاره دارد که عاقبت برای خودشان اتفاق افتاده است.
– بعضی اوقات دلیل اتفاقات ناگوار خود انسان است! زمانی که این اتفاقات برای افراد دیگری به وجود می آید به جای اینکه به آنها کمک کند، خوشحال است که برای خودش اتفاق نیفتاده است و این خوشحالی و غرور بیجا در درون او احساس نفرت نسبت به آن گرفتاری به وجود می آید. به همین علت است که وقتی خودش نیز به آن مشکل گرفتار می شود می گوید: از هرچه بدم می آمد سرم آمد.
بر هر چيز كه تمركز كنيم، انرژي آن را دريافت مي كنيم. (در بعضي از مكاتب هندي حتي بر گريه كردن و اندوه نیز مراقبه مي كنند و اعتقاد دارند از آن نیز می شود انرژي گرفت !)اگر بر ، داشتن نعمت ها تاكيد كنيد، سبب زیاد شدن آن می شوید و اگر بر، نداشتن نعمتها تاكيد كنيد سبب زياد شدن نداشته ها می شود! هر فكري در اثر تكرار و تلقين به باور تبديل مي شود و هر باوري ، خلق می شود.براي همين است كه اگر همیشه فكر هاي منفي بكنيم حوادث منفي مي سازيم.
1. نقش ضمیر ناخودآگاه در تحقق ترسها
یکی از نکات روانشناختی پنهان در ضربالمثل «از هر چه بدم اومد سرم اومد» تأثیر ضمیر ناخودآگاه در شکلگیری واقعیتهای زندگی است. ذهن انسان قدرتی شگرف دارد و آنچه در عمق ضمیر ناخودآگاه تکرار میشود، کمکم در دنیای بیرونی تجلی مییابد. وقتی فرد مدام از یک چیز بدش میآید یا از رخدادی میترسد، در حقیقت در حال تغذیهی ذهن خود با آن تصویر است. ذهن تفاوتی میان «چیز خوب» یا «چیز بد» قائل نیست، بلکه فقط به چیزی توجه میکند که شما بر آن تمرکز دارید. پس حتی تنفر مداوم از یک اتفاق میتواند ناخودآگاه زمینهساز وقوع آن در زندگی شود.
2. قانون جذب و بازتاب احساسات منفی
در فلسفه قانون جذب گفته میشود که هر احساسی، چه مثبت و چه منفی، فرکانسی دارد که به جهان ارسال میشود و جهان پاسخ همان فرکانس را بازمیگرداند. وقتی فرد بهطور مداوم از چیزی بدش میآید یا آن را نفرین میکند، در واقع با فرستادن انرژی منفی، مشابه آن را بهسوی خود جذب میکند. بنابراین، این ضربالمثل تنها یک مشاهده تجربی نیست، بلکه با مفاهیم قانون جذب نیز همراستاست. کسی که از مشکلات مالی بیزار است ولی دائماً درباره آنها حرف میزند، بدون اینکه بداند، در حال دعوت ناخودآگاه آن مشکلات به زندگی خویش است.
3. واکنشهای احساسی و نقش آنها در سرنوشت
بسیاری از افراد تصور میکنند که صرفاً بیزاری از یک موقعیت یا حادثه، آن را از زندگیشان دور نگه میدارد. اما حقیقت برعکس است. واکنش احساسی شدید—چه منفی و چه مثبت—نوعی تمرکز ایجاد میکند. اگر کسی با عصبانیت و تحقیر درباره فقر، بیماری، یا تنهایی حرف بزند، احساسات شدید او همان چیزی است که آن موضوع را به او نزدیکتر میکند. گویی ذهن ناخودآگاه بر اساس شدت احساسات، موضوعات را اولویتبندی کرده و شرایطی را فراهم میسازد که آنها در زندگی فرد محقق شوند.
4. عبرت گرفتن یا قضاوت کردن؟
برخی افراد وقتی مشکلی برای دیگران پیش میآید، بهجای همدردی، با نوعی حس برتری برخورد میکنند یا دیگران را قضاوت میکنند. این رفتارها، نهتنها نوعی بیرحمی اجتماعی محسوب میشود، بلکه گاهی بهصورت کارمایی به خود شخص بازمیگردد. ضربالمثل «از هر چه بدم اومد سرم اومد» گاه تلنگری است برای کسانی که به جای همدلی، تنها قضاوت میکنند. درسی که میتوان گرفت این است که باید به مشکلات دیگران با همدلی نگاه کرد، نه با نفرت یا قضاوت، زیرا ممکن است روزی خودمان در همان موقعیت قرار گیریم.
5. هوشیاری در انتخاب افکار و کلمات
هر کلمهای که بر زبان میآید و هر فکری که در ذهن تکرار میشود، انرژی دارد. زبان ما آینهی ذهن ماست و ذهن ما سازندهی آینده ماست. اگر دائماً بگوییم «از فلان چیز بدم میاد»، نهتنها آن چیز را از خود دور نکردهایم، بلکه امکان حضور آن را در زندگی بیشتر کردهایم. انسان آگاه کسی است که افکار خود را آگاهانه انتخاب میکند و مراقب کلماتی است که استفاده میکند. به جای تمرکز بر نداشتهها یا ترسها، بهتر است به نعمتها و خواستهها توجه کنیم تا آنها گسترش یابند.
6. پذیرش به جای نفرت، آگاهی به جای ترس
شاید بتوان این ضربالمثل را به گونهای دیگر نیز تفسیر کرد: آنچه از آن بدمان میآید، گاهی از آنرو سر راهمان قرار میگیرد تا درسی بیاموزیم یا از زاویهای دیگر به زندگی بنگریم. بهجای نفرت و ترس، اگر با پذیرش و آگاهی به رخدادها نگاه کنیم، میتوانیم از هر تجربهای چیزی بیاموزیم. گاهی آنچه ابتدا ناخوشایند مینماید، زمینهساز رشد و تکامل ماست. پس شاید بهتر باشد بهجای گفتن «از هر چه بدم اومد سرم اومد»، بگوییم «از هر آنچه از آن میترسیدم، زندگی درسی به من داد.»






