روانشناسی رنگ در بازاریابی

صاحبان کار و مشاغل برای برندسازی و جذب مشتری برنامه ریزی های زیادی انجام می دهند یکی از این تلاش ها و فعالیت ها در راستای جذب مشتری استفاده از روانشناسی رنگ ها است. رنگ ها در متقاعد کردن دیگران تأثیر به سزایی دارند. اینکه چه رنگی را در طراحی لوگو، سایت و… استفاده می شود باید حساب شده و کاربردی باشد. تحقیقات نشان می دهد که 90 درصد تصمیم گیری های افراد برای خرید یک محصول یا استفاده از خدمات یک شرکت تنها بر اساس رنگ ها صورت می گیرد.
روانشناسی رنگ در بازاریابی و برندسازی چیزی بیش از توضیح یک جمله ای از آنچه هر رنگ نشان می دهد است.
همان طور که قبلا اشاره کردیم استفاده از یک رنگ خاص به جذب مشتری و ترغیب مشتریان برای خرید تأثیر زیادی دارد. رنگ ها می توانند بر روش های مختلف بر حسگر های مغز تأثیر بگذارند و احساسات را تحریک کنند. رنگ ها می توانند حس آرامش و اعتماد را القا کنند و یا نوستالژی را برای ما تداعی کنند.
اما روانشناسی رنگ به این سادگی نیست.
جمله ای مانند “زرد نشان دهنده خلاقیت و شادی است” دقیقاً روانشناسی رنگ نیست – این یک ارتباط کلی است.
در واقع، “زرد” بسته به نحوه استفاده، رنگی که در کنار آن قرار گرفته است و رنگ زرد آن می تواند معانی مختلفی داشته باشد.
زرد همیشه شاد و خلاق نیست – گاهی اوقات، بیمار و رنگ پریده است.
به عنوان مثال، پاپ آپ مشترک Visme را در زیر بررسی کنید:
رنگ زرد موجود در آن بسیار قوی است – توجه شما را جلب می کند و باعث می شود احساس قدرت کنید. ترکیب این رنگ زرد با تصویری از یک شیر خروشان تاثیر قوی تری دارد.
برای درک بهتر اینکه چرا استفاده از رنگ های مناسب در بازاریابی محتوا بسیار مهم است، بهتر است ابتدا اصول اولیه را مرور کنید.
روانشناسی رنگ در بازاریابی اساساً بر اساس احساس مردم نسبت به رنگ است و این از نحوه تجربه رنگ در دوران کودکی و در دوران انتقال به بزرگسالی ناشی می شود.

درک انسان از رنگ
در نوزادی، انسان فقط می تواند سیاه، سفید و خاکستری را ببیند. در حدود پنج هفتگی، اولین رنگ اصلی که کودک می بیند قرمز است.
آنها دید رنگی را به تدریج تا حدود 5 ماهگی توسعه می دهند. این سنی است که بالاخره می توانند همه رنگ ها را ببینند. خیلی زود است که آن رنگ شروع به معنی و درک می کند.
رنگ قرمز در اوایل با ماشین های آتش نشانی تداعی می شود، همانطور که رنگ زرد با خورشید و سبز با برگ های درختان تداعی می شود. این تداعیهای رنگی اولیه اساس هر چیزی را که روانشناسی رنگ در مورد آن است تشکیل میدهد.
در واقع، این اولین درک از رنگ در هر فرهنگی ذاتی است. در ایالات متحده، صورتی با شاهزاده خانم ها و رقصندگان باله مرتبط است، در حالی که در ژاپن صورتی رنگ شکوفه های گیلاس است و کمی متفاوت درک می شود.
دانستن این تفاوت های ظریف می تواند به شما کمک کند تا تلاش های بازاریابی خود را بهتر انجام دهید، به خصوص اگر محصولات و خدمات شما بین المللی باشد.
برخی از ادراک رنگ ها، مانند “اثر کت آزمایشگاهی سفید” جهانی هستند. این جلوه رنگی توضیح میدهد که چگونه اکثر افراد وقتی یک پزشک کت سفید آزمایشگاهی میپوشد، احساس امنیت میکنند و بهتر از آنها مراقبت میکنند.
نمونه دیگری از درک رنگ که قابل ذکر است، لوگوی کوکاکولا است که توسط اکثریت جمعیت جهان قابل تشخیص است.
لوگوی کوکاکولا سفید روی قرمز است – درب بطری ها قرمز، کالاهای تجاری قرمز، و حتی کامیون ها قرمز هستند. مردم می دانند که قرمز رنگ کوکاکولا است.
مواردی از این دست در نهایت ادراکات رنگی را در ذهن مردم شکل می دهد. از آنجایی که آنها با دیدن برند کوکاکولا در اطراف خود بزرگ شده اند، همیشه آن را به عنوان چیزی که بخشی از زندگی است می شناسند.
هنگامی که آنها یک وعده غذایی خاص می خورند، بلافاصله به دنبال یخچال قرمز در رستوران می گردند تا کوکاکولا بخواهند. ماشین های خودکار قرمز رنگ در مکان های عمومی همیشه به سرعت مورد توجه قرار می گیرند و اگر در آنجا نباشند از دست خواهند رفت.
اگر روزی لوگوی کوکاکولا زرد می شد، بسیاری از مردم را گیج می کرد.
رنگ قرمز لوگوی کوکاکولا جوهره وفاداری به برند است، یعنی همان چیزی که روانشناسی رنگ در بازاریابی به آن توجه می کند. این امر عمیقاً به رفتار انسان و نحوه تعامل ما با درک خود از رنگ ها می رود.
قبل از اینکه عمیقتر در معانی و ادراکات رنگ بپردازیم، اجازه دهید نگاهی به ماهیت چگونگی کارکرد رنگ بیندازیم.
درک نظریه رنگ
تئوری رنگ زبان فنی برای توضیح نحوه عملکرد رنگ است.
اینکه رنگ ها را به گونه ای باهم ترکیب کنیم که از نظر ظاهری جذاب باشند و همچنین پیام مورد نظر را انتقال دهد به علم و هنر نیاز دارد.
چرخه رنگ از دیرباز ابزاری اساسی برای درک تئوری رنگ ها است. چرخه رنگ به یادگیری و کشف رنگ ها کمک می کند.
متأسفانه، پیش از فناوری مدرن است و هنگام تلاش برای درک تفاوت بین رنگ های روی صفحه نمایش و جوهر در ماشین های چاپ حرفه ای می تواند گیج کننده باشد.
چرخه رنگ هنری که با رنگ های اصلی قرمز، آبی و زرد شروع می شود با رنگدانه ها، رنگ ها، جوهرها یا رنگ های طبیعی ایجاد می شود.
این روش هنوز در مدارس انجام می شود، با تمپر یا رنگ انگشت. هنرمندان و تصویرگران نیز تئوری رنگ را با این چرخ رنگ در اوایل تحصیلات خود یاد می گیرند.
با این حال، طراحان و هنرمندان دیجیتال، دو مدل رنگ اضافی را برای کار بر روی صفحه نمایش و ارسال محتوا برای چاپ یاد می گیرند: CMYK و RGB.
مدل رنگی مواد چاپی CMYK نامیده می شود
مدل رنگی مواد دیجیتال RGB نام دارد.






